رفتن به مطلب

داستان


ارسال های توصیه شده

پادشاهی دید که خدمتکاری بسیار شاد است از او علت شاد بودنش را پرسید ؟ خدمتکار گفت : قربان همسر و فرزندی دارم و غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن و بدین سبب من راضی و شادم

 

پادشاه موضوع را به وزیر گفت 

وزیر هم گفت : قربان چون او عضو گروه ۹۹ نیست بدان جهت شاد است پادشاه پرسید گروه ۹۹ دیگر چیست ؟ وزیر گفت : قربان یک کیسه برنج را با ۹۹ سکه طلا جلو خانه وی قرار دهید و چنین هم شد

 

خدمتکار وقتی به خانه برگشت با دیدن کیسه و سکه ها بسیار شاد شد و شروع به شمردن کرد ۹۹ سکه !؟ و بار ها شمرد و تعجب کرد که چرا ۱۰۰ تا نیست همه جا را زیر و رو کرد ولی اثری از یک سکه نبود

 

او ناراحت شد و تصمیم گرفت از فردا بیشتر کار کند تا یک سکه طلای دیگر پس انداز کند او از صبح تا شب سخت کار می کرد و دیگر خوشحال نبود

 

وزیر هم که با پادشاه او را زیر نظر داشت گفت : قربان او اکنون عضو گروه ۹۹ است و اعضای این گرو کسانی اند که زیاد دارند اما شاد و راضی نیستند

 

 خوشبختی در سه جمله است :

تجربه از دیروز

استفاده از امروز

امید به فردا

 

ولی ما با سه جمله دیگر زندگی را تباه میکنیم : 

حسرت دیروز

اتلاف امروز

ترس از فردا

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...