رفتن به مطلب

رفاقت


پرواز

ارسال های توصیه شده

حکایت رفاقت دیرینه من باتو 

حکایت قهوه ایست 

که امروز با یاد تو تلخ تلخ نوشیدم 

وبا هرجرعه ای بسیار اندیشیدم 

که این طعم را دوست دارم یا نه ؟

وآن قدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن

که انتظار تمام شدنش را نداشتم 

تمام که شد فهمیدم 

باز هم قهوه می خوام 

حتی تلخ تلخ ....

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...