رفتن به مطلب

حواس که ندارم ، شب به صبح رسیده و هنوز بیدارم


Black_wolf

ارسال های توصیه شده

حواس که ندارم ،
شب به صبح رسیده و هنوز بیدارم

از زندگی افتادنم ،
تمامش تقصیرِ توست
وقتی نیستی و ،
به هوایت دو فنجان چای می‌ریزم
نیستی و به رویت عاشقانه می‌خندم

نامت را بارها صدا می‌زنم
خانه‌ای که جانمت را نشنود
خانه نیست !
ویرانه‌ای‌ست که زنی بی‌حواس ،
چشم به راهِ آمدنت
بارها روبروی چشمانِ غمگینش
عاشقانه سلام را تکرار می‌کند

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...