رفتن به مطلب

خسته دل...خیلی خستم


Black_wolf

ارسال های توصیه شده

من خستم خیلیم خستم.

خسته از این روزای سخت و تکراری.

خسته از این خونه بدون تو، ازین فاصله.

خستم از انتظار، خستم از شنیدن قولای الکیت.

الان باید من و تو زیر این بارون دست تو دست هم قدم میزدیم. پس کجایی؟ چرا نمیایی؟ تا کی باید دوریتو تحمل کن؟

کی میتونم حضورتو حس کنم و بهت تکیه کنم؟

کی به مقصد میرسیم؟

من واقعا به بغلت برای شکستن این بغض چندساله نیاز دارم.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...