رفتن به مطلب

مستاجر خدا

کاربر عضو
  • تعداد ارسال ها

    18
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط مستاجر خدا

  1. شما یکم هوای مارو داشته باششش بقیش پیشکش خخخخخ
  2. مستاجر خدا

    H

    در سرزمینی که سایه آدمهای کوچک بزرگ شد در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است
  3. مستاجر خدا

    بدون شرح

    این روزها آسم روحی ام شدید شده است ! نه نگران نباش ، چیزی نیست . فقط دکتر تجویز کرد که میان نفس کشیدن های عمیقم به تنفس مصنوعی او نیاز دارم میدانم که کمی تکراریست اما دکتر است دیگر بهتر از من و تو میداند
  4. مستاجر خدا

    بدون شرح

    مردان در مسیر عشق به وسعت نامتناهی نامردند؛ گدایی عشق می کنند تا زمانیکه به تسخیر قلب زن مطمئن نیستند! اما… همینکه مطمئن شدند، … نامردی را در کمال “مردانگی” بجا می آورند
  5. مستاجر خدا

    بدون شرح

    یه سفره ی ساده نه آب پرتقال و نه نوشیدنی های بالا شهری که چایی خودمون ؛ رنگارنگی سفره مهم نیست ، مهم چندنفری هستن که دورش نشستن ، پر از عشق ، پر از محبت … چایی تلخ رو که با عشق دم کنی ، شیرین ترین نوشیدنی دنیا میشه حتی بدون قند
  6. مستاجر خدا

    H

    خخخخ تلاش کل تیم بود.الان فک میکنم خیلی بیمزه بود گوشتم ریخ خودم
  7. مستاجر خدا

    H

    دختر: فک کنم کرونا گرفتم پسر: بمیرم یه عکس قدی بده ببینم
  8. مستاجر خدا

    ملا نصرالدین

    ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﺪ ﺩﯾﺪ ۳ ﻧﻔﺮ ﺩﺍﺭﻥ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪ چه ﺷﺪﻩ ﮔﻔﺘﻦ ۷ ﺗﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻢ ﺑﯿﻦ ﻫﻢ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﻨﯿﻢ ﺧﻼﺻﻪ ﻣﻼ ﺭﻭ ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﻗﺎﺿﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻼ ﮔﻔﺖ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﻨﻢ ﯾﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ؟ ﮔﻔﺘﻦ ﺧﻮﺏ ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﻦ ﻣﻼ ﺑﻪ ﺍﻭﻟﯽ ۵ ﺗﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﺩﺍﺩ ﺑﻪ ﺩﻭﻣﯽ ۲ ﺗﺎ ﻭ ﯾﻪ ﭘﺴﮕﺮﺩﻧﯽ ﻫﻢ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺳﻮﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﻪ ﺟﻮﺭ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺮﺩﻧﯽ ﺑﻮﺩ؟ ﻣﻼ ﮔﻔﺖ ﺍﮔﻪ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﻦ ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﻌﻤﺘﻬﺎﺷﻮ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﺑﯿﻦ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺮﺩﻩ
  9. مستاجر خدا

    باباکرم

    تاریخچه اهنگ بابا کرم باباکرم شخصی بوده ازلاتهای قدیم. به اسم رسمی کرم کریمی. قصاب محله بوده و همه از او حساب میبردند. وقتی از کوچه پس کوچه های محله گذر میکرد بچه های فقیر و یتیم و بیچاره ای در طول مسیرش بودند که هر روزه به آنها کمک میکرد و با یک آبنبات آنها را خوشحال میکرد. طوری شده بود که این بچه ها او را دوست داشتند و بابا کرم صدا میکردن. وهر وقت از دور میآمد بچه ها با شادی دست میزدند و صدا میزدن باباکرم، باباکرم... و آقاکرم قصاب هم برای خوشحال کردن بچه های فقیر یک سر و گردن و نیزحرکات دست و مدل بابا کرم امروزی از کنار آنها میگذشت و بعدها با اضافه کردن حرکات دیگر رقص بابا کرمی را تکمیل و تا هم اینک ماندگار و از رقصهای به نام ایرانی باقی ماند
  10. مستاجر خدا

    بدون شرح

    جعفر ﺑﺮﺍﻯ ﺩﺭﺩﺑﻴﻀﻪ ﺍﺵ ﻣﻴﺮﻩ ﺩﮐﺘﺮ، ﺩﮐﺘﺮﺑﺮﺍﻱ ﻣﻌﺎﻳﻨﻪ ﺑﻴﻀﻪ ﺍﺵ ﺭﻭ ﻟﻤﺲ ﻣﻴﮑﻨﻪ، ﺑﻌﺪ ﻣﻴﮕﻪ ﺍﻻﻥ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﻲ ﺩﺍﺭﯼ؟ جعفر ﻣﻴﮕﻪ : ﺩﮐﺘﺮ ﻟﺐ ﺑﺪﻩ،ﻟﺐ
  11. مستاجر خدا

    دینامیت

    آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! حتما می دانید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری مرد!" آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟ سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه ای برای صلح و پیشرفتهای صلح آمیز شود. امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزه‌های فیزیک و شیمی نوبل و ... می‌شناسیم. او امروز، هویت دیگری دارد. یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است...
  12. مستاجر خدا

    دینامیت

    آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! حتما می دانید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری مرد!" آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟ سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه ای برای صلح و پیشرفتهای صلح آمیز شود. امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزه‌های فیزیک و شیمی نوبل و ... می‌شناسیم. او امروز، هویت دیگری دارد. یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است...
  13. مستاجر خدا

    زن

    زن بودن ینی همه چیو یجا داشتن.زن بودن دل شیر میخاد زن بودن ینی کل محبتتو بدی منتها نصف ی مرد ببری.زن بودن ینی میتونی یکیو بخای منتها مردت میتونه تا دلش بخاد براهوسش زن بگیره سخته زن بودن
  14. مستاجر خدا

    بزرگترین دلهره

    عذابع
  15. مستاجر خدا

    بدون شرح

    این متن رو از بالا به پایین و از پایین به بالا بخوانید و تفاوت گفتار را ببینید: امروز بدترين روز بود و سعى نكن منو متقاعد كنى كه در هر روزى، يك چيز خوبى پيدا ميشه چون اگه با دقت نگاه كنيم اين دنيا جاى وحشتناكيه با اينكه بعضى وقتا يك اتفاقات خوبى هم ميافته شادى و رضايت هميشگى نيستند و اين درست نيست كه همش به ذهن و دل ما ربط داره چون ما ميتونيم شادى واقعى رو تجربه كنيم فقط وقتى در يك محيط خوب باشيم ميتونيم خوبى رو خلق كنيم مطمئن هستم تو هم موافقى كه محيطى كه توش هستيم تأثير مستقيم داره روى رفتار ما همه چيز در كنترل ما نيست و تو هرگز از من نخواهى شنيد كه امروز روز خوبى بود حالا لطفأ از پايين به بالا بخونید
  16. مستاجر خدا

    بدون شرح

    ۷۲ تن : همان ۸۰ میلیون ایرانی است که دیگر امیدی به فردا ندارند ... ابوالفضل: همان شهروند خوزستانی است که نه اب برای خوردن دارد و نه هوا برای نفس کشیدن ... شمر : همان احتکار کننده و اختلاس کننده است که سر مردم را میبرد... تاسوعا : هر روز من است ! که بهترین سالهای زندگیم پشت تابلو های صرافی با بالا رفتن دلار و فاصله گرفتن ارزوهایم از بین رفت و دیگر امیدی برای فردا ندارم ... حسین مظلوم : ان کارگری است که دزدی بلد نبود برای این که ابرومندانه زندگی کنه کار کرد ولی ۶ ماه حقوق ۱ میلیونی را ندادند ... و عاشورا : هر روز برای این پدر اتفاق میافتد وقتی جلوی زن و بچه اش هیچ حرفی برای گفتن ندارد جز شرمندگی
  17. مستاجر خدا

    بدون شرح

    ﺗﻮﯼ ﻫﻤﺎﯾﺶ همسرداری، ﺳﺨﻨﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻤﻬﺎﯼ ﺣﺎﺿﺮ ﺩﺭ ﺟﻠﺴﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺩﺭ ﻫﻤﻮﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺍﺷﻮﻥ ﺑﺎ SMS ﺑﮕﻦ " ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ " ﻭ ﺑﻌﺪ ﺟﻮﺍﺑﻬﺎﯼ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺭﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻦ ﺑﺨﻮﻧﻦ : ﺣﺎﻻ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩﯼ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﺑﻬﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ : ۱ . ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﯼ؟ ! ۲ . ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ ﻧﻤﯿﺸﻢ؟ ۳ . ﺑﺎﺯ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﻭ ﮐﺠﺎ ﮐﻮﺑﻮﻧﺪﯼ؟ ۴ . ﭼﻘﺪﺭ ﭘﻮﻝ ﻻﺯﻡ ﺩﺍﺭﯼ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﻧﺮﻭ ۵ . ﭼﯿﻪ ﺑﺎﺯ ﺍﻣﺸﺐ ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﺍﯾﻨﺎ ﺩﻋﻮﺗﻦ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ؟ ۶ . ﯾﻪ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﺮﻭ ﺳﺮ ﺍﺻﻞ ﻣﻄﻠﺐ ۷ . ﯾﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺯ ﭼﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻠﯽ ﺑﻪ ﺁﺏ ﺩﺍﺩﯼ؟ ۸ . ﺷﻤﺎ؟ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻫﻼﮎ ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎﺭﻩ ۸ﺷﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻋﺎﺷﻖ خانمشه
×
×
  • اضافه کردن...